آبی تر
آبی تر ازآنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
ما آمده بودیم که از بهر رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم...
زندگی زیبایی خاص خودشو داره فقط باید دقت کافی داشت
آبی تر ازآنیم که بی رنگ بمیریم
از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم
ما آمده بودیم که از بهر رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیریم...
بوی باران ،بوی سبزه بوی خاک،
شاخه های شسته، باران خورده پاک
آسمان آبی و ابر سپید
برگ های سبز بید
عطر نرگس، رقص باد،
نغمه شوق پرستو های شاد،
خلوت گرم کبوتر های مست...
نرم نرمک می رسد اینک بهار
خوش به حال روزگار!
خوش به حال چشمه ها و دشت ها
خوش به حال دانه ها و سبزه ها
خوش به حال غنچه های نیمه باز
خوش به حال دختر میخک که میخندد به نارز
خوش به حال جام لبریز از شراب
خوش به حال آفتاب .
ای دل من گر چه در این روزها
جامه رنگین نمی پوشی به کام
باده رنگین نمی پوشی به جام
نقل وسبزه در میان سفره نیست
جامت از آن می که می باید تهی است
ای درغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم!
ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب!
ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار.
گر نکوبی شیشه غم را به سنگ ،
هفت رنگش می شود هفتاد رنگ.
سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
پری رویان غبار از دل چو بستیزند بستانند
به فتراک جفا دل ها چو بربندند بربندند
ز زلف عنبرین جان ها چو بګشایندبفشانند
به عمری یک نفس با ماچو بنشینند برخیزند
نهال شوق در خاطر چو برخیزند بنشانند
سرشک ګوشه ګیران را چو دریابند دریابند
رخ مهر از سحرخیزان نګردانند ګردانند
زچشم لعل رمانی چو می خندند می بارند
ز رویم راز پنهانی چو می بینند می خوانند
دوای درد عاشق راکسی کو سهل پندارد
زفکر آنان که در تدبیر در مانند درمانند
چو منصور از مراد آنان که بردارند بردارند
بهین درګاه حافظ را چو میخوانند می رانند
درین حضرت چو مشتاقان نیاز آرند ناز آرند
که با این درد اګر در بنددرمانند در مانند
ای امید دلبند
گرچه صد بار دلم از تو شکست
هیچ گه
از لب نوشت
نبریدم پیوند
تورو تو گریه می بوسم تورو که غرق لبخندی
رو این حالی که من دارم چرا چشماتو می بندی
بذار این آخرین بوسه ، تمام باورت باشم
بذار فردا تو این خونه ، تو آغوش تو پیداشم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
بذار باور کنم امشب تو هم حال منو داری
نمی دونی چه آشوبم ، از این آرامش خونه
از این رویای شیرینی که می دونم نمی مونه
چقدر این حس من خوبه ، همین که از تو می میرم
همین که هر نفس امشب هوامو از تو می گیرم
نمی دونی کنار تو چه حالی داره بیداری
نگو فقط تورو دارم که باورم نمیشه !!!!!!!!!!!!!!!
صدای تو خوب است
صدای تو سبزینه آن گیاه عجیبی است
که در انتهای صمیمیت حزن میروید...
نه صدای پا میاد ،نه زنگ در، نه تلفن ،صبر من تموم شده دیر نشده کاری بکن . دل این کلون در میزنه اما بی صدا ،دلهره یه عالمه ،نفس یه آه بی هوا. دم به دم یه حرفی باز می یاد میشینه تو گلوم ،همه جمع میشه واسه وقتی نشستی رو به روم.نمیشه رو تو حساب کرد مثل آفتاب زمستون میری بی خبر نگفته میشی باز دوباره مهمون. نمیشه حتی کمت کرد از تو جمع دل خوشی ها ،تو نباشی دیگه از ما چی می مونه جز یه تنها .نه هوای جاده ها، نه کوچه و خیابونا، نه غم پیاده رو، نه گریه های ناودونا، نه سکوت سرد پارک ،نه سقف دلگیر خونه تو که نیستی به دلم حتی غمم نمی مونه.باشه هر چی تو می خوای هر جوری که تو راحتی ..........


بازم، شب شد این دل بی قراره،دلم طاقت دوریتو نداره،ببخش این عاشق پر اشتباهو به قلبه خسته جون بده دوباره،آخه چطور دلت اومد تنهام بذاری تو بازی زمونه جام بذاری. توبی من بری من بی تو می میرم آخه شده بودی عزیزترینم .شبو، غمو ،منو، ابر پاره پاره. آسمون داره برام یه ریز می باره رفتیو حالا اشک خیس ابرا گریه هاتو به یاد من میاره.یاد چشات، داره منو دیونه می کنه با غصه ها ،داره منو همخونه میکنه .اون دیگه طاقت موندن نداره،دیونه یه بیقرار.....
پند دانه ![]()
وقتي به فردا مي انديشي خود را به آينده نزديك مي كني واز گذشته دور مي شوي اينجاست كه دوري دوستي مي آورد . اگر بخواهي از ديروز بماني به فردا نخواهي رسيد . قطار آينده فقط در ايستگاه فردا ها مي ايستد و فردا هاي گذته ، ديروزند و بهترين چيز ها ارزش بهترين انتظار ها را هم دارند . ![]()
آبشار از 5samz